شرکت دربیران
نمای کرتین وال(Curtain Wall)چیست؟
نمای کرتین وال(Curtain Wall)چیست؟ 96/04/07

,نمای کرتین وال (Curtain Wall)نوعی نمای شیشه است که بیشتر برای ساختمان ها بلند مرتبه مورد استفاده قرار میگیرد.ساختار نمای کرتین وال به گونه ای است که هیچگونه بار مرده ای را متوجه ساختمان نمی کند. نمای کرتین وال به عنوان یک عایق عمل کرده و علاوه بر جلوگیری از نفوذ آب به داخل از هدررفت گرمای داخل نیز جلوگیری می کند.نمای کرتین وال در تغییرات دمایی , نیروی جنبشی ناشی از نیروی باد مابین طبقات و نیروهای لرزه ای بسیار مقاوم است . [(img)|1032391640721001B] از دیگر ویژگی های نمای کرتین وال می توان به عایق حرارت بودن ,امنیت بالا و آکوستیک بودن آن اشاره کرد.نمای کرتین وال برای هر ساختمان با توجه به موقعیت مکانی پروژه , ارتفاع ساختمان , ارتفاع طبقات و نیاز کارفرما محاسبات مخصوصی دارد. فریم نمای کرتین وال فریم نمای کرتین وال (Curtain Wall)از از آلومینیوم اکسترود شده ساخته و در محل طراحی نصب می شود.دو نوع اصلی برای نمای کرتین وال وجود دارد. - سیستم استیک که در این سیستم لامل های عمودی در طول نما قرار می گیرند و به سازه اصلی اتصال پیدا می کنند. لامل های افقی نیز مابین لامل های عمودی قرار می گیرد.در این روش به جز مرحله اکسترود آلومینیوم تمامی مراحل مانند برش لامل ها در محل پروژه انجام می شود. - این روش که روش جدیدتری به شمار می آید باعث افزایش سرعت کار می شود.تمامی مراحل برش لامل های آلومینیومی در کارخانه صورت می گیرد و تنها عملیات نصب در ساختمان انجام می شود که این کار سرعت انجام کار را بالا میبرد. برای اینکه بدانید کدام سیستم اجرا برای ساختمان شما مناسب تر است بهتر است که این مسؤلیت را به ما بسپارید. [(img)|1032392740721001B] شیشه به خاطر شفافیت و خاصیت عبور نور از خود به طور گسترده ای به عنوان پوشش نمای کرتین وال مورد استفاده قرار می گیرد.اغلب نیاز های مشتری از نمای کرتین وال دریافت نور روز , جلوگیری از تابش خیره کننده است.تعبیه هواکش , حسگرها و پوسته های متعدد از گزینه هایی است که میتوان که نمای کرتین وال اضافه کرد. در جامعه امروز کرتین وال به عنوان یک نوع نما به رسمیت شناخته می شود که در بهبود عملکرد انرژی و راحتی ساکنین تاثیر بسزایی دارد. نصب نمای کرتین وال عملیات نصب نمای کرتین وال از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است.

مشاهده

نمای شیشه ای اسپایدر
نمای شیشه ای اسپایدر 1396/1/21

,پیشرفت تکنولوژی در زمینه طراحی نما همواره با ایجاد سطح یکپارچه ای از شیشه با اوج شفافیت همراه بوده است. اتصالات عنکبوتی از جنس فولاد ضد زنگ مهمترین قسمت یک نمای اسپایدر هستند که وظیفه مهار شیشه و نیروهای وارد بر آن را دارد.به کمک این اتصالات شیشه ای امکان ساخت هر نوع نمای شیشه ای مانند سقف های شیبدار,سقف های گنبدی شکل و ... امکان پذیر است. [(img)|1032396106331001B] سیستم نمای اسپایدر گلس فین سیستم ساده دارد.در واقع نمای گلس فین از چند تیغه عمودی شیشه ای ساخته شده است که با کمک یراق آلات اسپایدر از نمای شیشه ای حمایت می کنند.از سیستم گلس فین بیشتر در نما هایی که ارتفاع زیادی ندارند کاربرد دارد.اگر ارتفاع نما زیاد است بهتر است از سیستم لوله ای یا کابلی استفاده کنیم. سیستم کابلی در کنار ساختار مدرنی که دارد باعث ایجاد حداکثر شفافیت در نمای شما می شود.یراق آلات و کابل در سیستم کابلی همه از جنس استیل ضد زنگ می باشند.این یراق آلات نیروهای جانبی را به کابل, و کابل به سازه اصلی ساختمان منتقل می کند. استفاده از براکت لولهای عنوان خرپا در نمای اسپایدر از دیگر روش ها محبوب تر هست.در این روش براکت ها در پشت نما قرار می گیرند و با کمک یراق آلات اسپایدر شیشه را در جای خود مهار می کنند.در این روش براکت های در نما قابل رویت هستند.

مشاهده

هندریل شیشه ای
هندریل شیشه ای 95/7/10

,نرده های شیشه ای از ابتدای پیدایش تا به امروز همواره مورد توجه طراحان قرار داشته است.به دست آمدن سطح یکپارچه و شفاف حاصل از ساختار شیشه ای این نرده ها یکی از عواملی است که باعث محبوبیت آن شده است.طرح های بسیار متنوعی که برای هندریل های شیشه ای وجود دارد در کنار طیف گسترده یراق آلات و امکان استفاده از شیشه های سکوریت,لمینیت,خم در کنار افزایش ایمنی به زیباتر شدن راه پله شما کمک می کند.ترکیب فولاد ضد زنگ,به همراه شیشه شفاف نه تنها در زمینه هندریل شیشه ای , که در تمام زمینه های دیگر نیز خیره کننده و از لحاظ زیبایی شناسی از ارزش بالائی برخوردار است. [(img)|1032391188821001B] اماکن استفاده از شیشه لمینیت نیز به منظور بالا بردن امنیت در زمینه هندریل شیشه ای امکان پذیر است.هندریل های شیشه ای می توانند به عنوان جان پناه نیز مورد استفاده قرار بگیرند.هر کدام از سیستم های هندریل شیشه ای نصب متفاوتی نسبت به دیگری دارد.دقت و تجربه در مرحله نصب نقش تعیین کننده ای در بهتر دیده شدن و امنیت هندریل دارد. از محاسن دیگر هندریل های شیشه ای می توان به موارد زیر اشاره کرد: • هزینه نگهداری بسیار پایین • نصب سریع • امکان استفاده در فضای داخلی و خارجی • طیف بسیار گسترده طرح و رنگ صنایع شیشه دربیران با کمک نیم قرن تجربه و با در اختیار داشتن کادری مجرب و متعهد در زمینه تهیه و اجرای انواع هندریل شیشه ای همواره کوشیده است تا بهترین خدمات را به مشتریان خود ارائه بدهد.

مشاهده

موسیقی و معماری اسلامی ایران
موسیقی و معماری اسلامی ایران 94/08/15

,معماری به هنری گفته می شود که همه انسانها چه خواسته و یا ناخواسته با آن در ارتباط هستند لذا اهمیت معماری فوق العاده بالاست زیرا بر روح و روان انسانها تاثیر مستقیم دارد و با توجه درست به این هنر می توان زندگی ساخت که انسان در مقام انسان قرار دارد . معماری ضمن اینکه تحدید فضا می کند، درون فضایی گسترده تر جا می شود که هم درون آن و هم گرداگردش انسانها حرکت می کنند. اگر بخواهیم یه تعریف جامع تری از معماری داشته باشیم باید اینطور بگوییم که معماری طرح می شود تا :1- نیازها را بر طرف کند 2- در برابر پدیده های آزار دهنده طبیعت برای حفاظت از انسان عمل کند،اگر چه در لحظه طرح شدن، می تواند زیبا نیز باشد و نا گفته نماند که باید به وابستگی های انسان بیاید و با طبیعت هماهنگ باشد. در یک نعریف کلی از معماری ویلیام موریس چنین می نویسد : " معماری ؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می آییم ، نمی توانیم خود را از حیطه ی آن خارج سازیم ، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای احتیاجات انسان ، در روی کره ی زمین ایجاد شده است که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب مانده اند . ما نمی توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که برای ما جستجو کنند ، کشف کنند ، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد از ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس متحیر شویم که خاصیت و عملکرد آن چیست . بعکس این بر ماست که هر یک ، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و نظارت کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود ، سهم خود را در این وظیفه ادا کند ." معماری,موسیقی، پراکنده شدن نظم یافته و سنجیده امواج صوتی در فضا است و وقتی حرکت انسان درون فضای معینی را بر می انگیزد و بر روح او اثر گذاری می کند، جلوه گر بازتاب های مستقیم امواج صوتی بر کالبد انسانی می شود.مثلاً : سماع که صحنه آرایی خاصی ایست که مشخصه اصلی آن، حرکت وابسته به موسیقی یا زاده از موسیقی است و همین حرکت وابسته به موسیقی، خودش وابسته به فضاست و در فضای خاصی و با ترسیم خطوط و سطوح بوجود می آید.از طرفی دیگر، صوفیان بر این باورند که راه رسیدن به کمال، تجرد بخشیدن به ماده است و یکی از این روشها استفاده از شکلهای نمادینی است که معنا و زیبایی مجرد بودن را اشاره می کند. این اشکال نمادین، فرمهای هندسی خاص از جمله منحنی است که می شود حرکتهای موزون در سماء و ورزشهای سنتی ایرانیان را که در فضایی مدور انجام می گیرد را به آن تعبیر گرفت که همه اشاره به مجرد گرایی و کمال دارند . اگر چه موسیقی، بعضی اوقات ممکن است صرفاً لذت شنوایی را بر انگیزد مثل دو یا چند رنگ خوب ترکیب شده بی آنکه حاوی پیام خاصی باشد لذت آورند. پس از این دو تعریف معماری و موسیقی می شود اینطور استنباط کرد که مردمک چشم و پرده گوش جهان برون و درون را به هم مرتبط می کند. از سوی دیگر،موسیقی به علت عدم دیدن نغمه ها و لمس و تفکر بر روی آنها انتزاعی ترین آفرینش انسان است و به قدری زیباست و بر روح او اثر می گذارد که بدون آن افراد جامعه قادر به زندگی نیستند. موسیقی,دو تا ویژگی کاربردی بودن و متعالی بودن را هم برای موسیقی و هم برای معماری می توان نام برد، که در عین کاربردی بودن زیبایی نیز دارد یعنی هم به کار مکانیکی-کاربردی می آید و هم دارای معنی است. پس میتوانیم اینجوری تقسیم بندی کنیم که: [(img)|1026730246121001B]
شناخت معماری یا همان مکان به مرور صورت می گیرد و حس اولیه در معماری که در نوع برآورده کردن نیاز است ممکن است برای هر شخصی متفاوت باشد، حال آنکه موسیقی در همان لحظه تاثیر خودشو می گذارد و حالات آن ممکنه متفاوت باشد.در معماری ما در مکان حرکت می کنیم یعنی پیشینه ذهنی که ما داریم خاطرات را در مکان برای ما بوجود می آورند به طوریکه تکرار دو مکان همگون باعث یادآوری زمینه های ذهنی، تاریخی و محیطی ما می شود. اما در موسیقی در بعد زمان نیز حرکت می کنیم به این معنی که انسان در زمان خاص با توجه به محیط، تاریخ و خاطرات از نوعی موسیقی خاص متأثر می شود و زمان یکی از عناصر سازنده موسیقی است. پس هر دوی ایندو هنر در نهایت به نوعی وحدت می رسند . آقای حسام الدین سراج که یکی از اساتید موسیقی هستنددر مقاله ای تحت عنوان موسیقی و معماری گفته اند: "معماری، موسیقی مکان است و موسیقی، معماری زمان است ." آن چیزی که موسیقی را از سایر هنرها جدا می کنه بیان صریح و بدون واسطه با مخاطبان است و باعث انتقال پیام و آرمان های ذهنی و عواطف هنرمند به دیگران می شود. اما مثلاً در معماری پیام ذهنی هنرمند بوسیله واسطه ای به نام ساختمان به دیگران انتقال داده می شود، در نقاشی توسط اشکال و خطوط و رنگهای قابل رویت بیان می شود و در شعر، کلمات نقش انتقال مفاهیم ذهنی شاعر را به عهده دارند. از طرفی دیگه، انتزاع و تجرید در هنر موسیقی وجود دارد و تشابه زیاد موسیقی و معماری به این علت است که در بوجود آمدن معماری، تخیلات هنری و ذهنی هنرمند به صورت عنصر ایهام که بوسیله نمادهایی از فرم در ساختمان حاصل می شود به سوی تجرید و انتزاع می روند یعنی جایی که موسیقی در آن جایگاهی ویژه دارد. اگر انواع معماری و انواع موسیقی را اینطور دسته بندی کنیم، معماری مردمی یا همان معماری که برگرفته از سنت است با موسیقی عامیانه وجه اشتراک دارد، معماری بومی که زیر شاخه معماری مردمی است و متکی به آب و هوا و سنت است به موسیقی محلی شباهت دارد، و به همین ترتیب معماری مذهبی با موسیقی مذهبی، معماری مونومنتال یا بنای یادبود ( جدا از اینکه شکل ظاهر آن یادآور شخصیت اجتماعی صاحب بناست و احساس تعالی یا جاودانیت را القاء می کند) با موسیقی مذهبی و معماری سودمند(که در قالب ارزشهای سودبخش و مفید یا با فایده توجیه می شود) با موسیقی کاباره ای یا سرگرمی تشابه دارد(جدول1-2) . [(img)|1026731246121001B]
معماری و موسیقی,اصولاً معماری باید با تناسبات ریاضی منطبق باشد و این تناسبات باید در هماهنگی باهم باشند. مثلاً یک بنا باید انعکاسی از تناسبات بدن انسان باشد.تناسبات ریاضی و هماهنگی بین جهان کوچک و بزرگ اولین بار از طریق فیثاغورث و افلاطون مطرح شد، از طرفی ابتدا فیثاغورث بود که اندازه گیری تون ها در فضا را کشف کرد. او یافته بود که هارمونی های موزیکال از طریق تناسب بین اعداد کامل کوچک مشخص می شوند. یعنی اگر در شرایط مساوی دو تار صوتی که یکی دو برابر دیگری باشد،همزمان مرتعش گردند،صدای تار کوتاهتر یک اوکتاو بالاتر از آن دیگری است.حال اگر طول همین دو تار به نسبت 2 به 3 باشد، اختلاف صدا و یا زیر و بمی آنها 5/1 است و یا به نسبت 3 به 4، اختلاف ارتفاع 4/1 است. بر اساس نوشته های فیثاغورث جهان و روح از طریق قوانین و تناسب های موسیقی مشخص شده . او معتقد است که در این تناسب ها، ترکیب و تکمیل ساختمان و روح و تمام دنیا تکامل یافته یعنی:عدد فرد : مذکر عدد زوج: مونث و از پیوند ایندو هستند که همه چیز خلق شده است . بعنوان مثال، فرانسیسکو جورجی یکی از معماران معروف ایتالیا در دوره رنسانس برای بنای سن فرانسیسکو دلاوینا در ونیز طرح افلاطون و تناسبات او را اجرا کرد . همه اندازه ها مضربی از عدد 3 است چون طبق نظریه فیثاغورث اولین نمره واقعی است (تصاویر 1-1و1-2) یعنی ابتدا، حد وسط و پایان دارد و الهی است.او عرض ایوان را 9 و طول آن را 27 گرفت که این نسبت 9 به 27 در موسیقی هم معنا دارد و تشکیل یک اوکتاو می دهد . [(img)|1026732246121001B] تصویر 1-1 سن فرانسیسکو دلاوینا، ونیز،نمای داخلی
[(img)|1026734246121001B] تصویر 1-2 سن فرانسیسکو دلاوینا، ونیز،نما
مثالی دیگر دررابطه معماری با تناسبات ریاضی،استفاده از عدد پی ذر ساخت تخت جمشید است: "مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پیش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید كه دارای اشكال مخروطی است، از این عدد استفاده می كردند.(عدد پی ( ۳/۱۴در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. كشف عدد پی جزو مهمترین كشفیات در ریاضیات است. كارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی كنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را كاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند. «عبدالعظیم شاه كرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیك و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد كه هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند.» دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد كه مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معكوس را رسم می كردند. این كار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری كه باید ستون ها تحمل كنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می كرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.» ." از طرفی ابن سینا دارای تالیفاتی در زمینه موسیقی و ریاضی است. او در مورد این مفاهیم اینچنین می گوید: "تعریف موسیقی: موسیقی یکی از علوم ریاضی است که منظور آن مطالعه صداهای موسیقی و بحث در ملایمت و عدم ملایمت و همچنین کشش آنها و قواعد ساختن قطعات آن است. بنابراین علم موسیقی شامل دو بخش است و علم ترکیب نغمات مربوط به صداهای موسیقی و علم اوزان مربوط به زمانهایی که صداهای یک نغمه را از یکدیگر جدا می‌نماید. پایه این دو قسمت بر اصولی استوار است از علومی خارج از موسیقی اخذ می‌شوند که بعضی از این اصول از ریاضی و بعضی دیگر از فیزیک و علوم طبیعی و برخی از هندسه گرفته می‌شوند. تعریف صدا: میگویم صدا یکی از پدیده‌های خارجی است که حواس ما درک می‌کند و احساس آن ممکن است خوشایند باشد و در این مورد صفتی از صدا در نظرم است که آن را به گوش مطبوع یا نامطبوع می‌کند و نه اثری که در نتیجه شدت غیر عادی آن حاصل می‌شود و تنها خاصیتی از اجسام مادی است که در همه امتدادها ظهور می‌کند. قوانین ارتعاش: در شرح علل زیری و بمی صدا، قوانین ارتعاش را در اجسام روشن میسازد، علل زیری و بمی صدا عبارت‌اند از: اتصال شدید ذرات جسم و سختی آن (معرف به قابلیت ارتجاع) و کوچکی ابعاد آن و زیادی نیروی کشش درجه زیری و بمی با زیاد و کم شدن علل ان بستگی دارد و مثلا تاری با کشش ثابت با تغییر طول, صداهایی با زیری و بمی متفاوت ایجاد می‌کند و هر چه طویل تر باشد صدا بم تر است. تعیین به عدد و صدا: این مورد با اندازهگیری مقادیر خواصی که به ان اشاره شد میسر است و همچنین مقایسه مقادیر خواص مشابه آن انجام می‌شود (یعنی از میان مولفه‌های موثر، همه بجز یکی ثابت اند) که این بیان در حقیقت راهی برای یافتن قوانین ارتعاشی سیمها در فیزیک کلاسیک است. شناسایی ابعاد هر گاه بعدی در نظر گرفته شود ممکن است اختلاف دو صدا آنچنان باشد که یکدیگر را برانند و به زحمت مجتمع شوند یا به هم بپیوندند و هم را نرانند که در این حالت بعد را ملایم و در حالت اول ناملایم گویند. لذا اختلافی که سبب ملایمت شده با اختلافی که موجب عدم ملایمت می‌شود فرق دارد و هر گاه بین دو صدا یک بعد شباهتی باشد, ملایمت مسلم است. درجه ملایمت ابعاد: ابعاد ملایم (consonant) و غیر ملایم (dissonant) را با نسبتهای مشخص معرفی می‌کند. ابعاد ملایم را آنهایی میداند که صداهای آن بالفعل یا بالقوه مشابه باشند انهایی که بالفعل مشابه‌اند که بانسبتهایی از اکتاو معرفی شوند و انهایی بالقوه مشابه‌اند که نسبتهایی به صورت یا به اصطلاح (superpariels) باشند. جمع و تفریق ابعاد: در این مورد به پیروی از روش فارابی ضرب و تقسیم نسبتهای معرف آنها را به کار می‌برد و این عمل در حقیقت مبدا اختراع لگاریتم است. ملودی و هارمونی: در تقسیم اجناس اهمیت مخصوصی به جنس قوی مرکب از دو پرده ۹ تقسیم به ۸ و بقیه ۲۵۶ تقسیم به ۲۳۴ از نیم پرده می‌دهد و مخصوصا گوشزد می‌کند که ۲۵۶:۲۳۴ از نیم پرده کمتر است وبا وجود اینکه این بعد به خودی خود جز ابعاد غیر ملایم است (که ان را با عنوان مقدمه‌ای بر فیزیک فاصله‌های مطبوع و نامطبوع به طور کامل شرح دادیم) ولی وجود آن در دنباله دو بعد ملایم مطبوع است چنانکه میدانیم این جنس معرف گام ماهور ایرانی و ماژور موسیقی غربی است (هر چند این دو با هم فرق دارند). همچنین بین اجناس ملایم تر آنها را از نوعی می‌دانند که ابعاد آن به ترتیب ۱۰ به ۹ و ۹ به ۸ و ۱۶ به ۱۵ باشد و چنانکه مشهود است گام هارمونی از فواصل فوق ساخته می‌شود. هارمونی: ابن سینا وجود هارمونی را به معنای امروزی میدانسته صداها ممکن است با هم یا پی در پی نواخته شوند چنانکه میدانیم برای ساختن آهنگ صداهایی به کار میروند که پی در پی دنبال هم واقع شوند، وقتی چندین صدا با هم نواخته شوند در حکم یک صدا می‌گردند ولی چنانکه اختلاط انها با اصول صحیح باشد باعث تقویت ملودی می‌گردد ." معماری و موسیقی و تناسبات ریاضی,تعاریف متفاوتی برای فضا وجود دارد از جمله جایگاه و مکان،اتمسفر و جوو یا محیطی عاطفی و روحی که این تعریف آخری در تمام هنرها وجود دارد و مورد توجه هنرمندان است. در هنر معماری نیز فضا جایگاه خاصی دارد و می شود اینطور گفت که صحنه اجرای نمایش نامه ایست که معمار آنرا نوشته، هر قدر صحنه نمایش نامه و اجراء هماهنگی داشته باشد کار زیباتر و جذاب تر است. پس همانطور که یک قطعه موسیقی می تواند فضای صوتی یا فضای روحی، سرشار از جذبه های معنوی و آسمانی بیافریند و یا همانطور که یک قطعه شعر می تواند فضای عرفانی و الهی بوجود بیاورد،بنای یک مسجد با آن مناره های بلند سر بر آسمان کشیده نیز قادر است در بیننده فضای سرشار از جذبه های مذهبی و معنوی ایجاد کند(تصویر1-3) .فضا در معماری و موسیقی, تمام پدیده های طبیعت از امواج یا ارتعاشات ساخته شده اند، مثلاً صوت بین 32 درجه تا 73000 درجه ارتعاش دارد، امواج حرارتی 134 تریلیون ارتعاش دارد و همینطور ارتعاشات نوری از 483 تا 708 تریلیون هستند. 1- قرمز: 483 تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه. 2- نارنجی: 513 تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه. 3-زرد: 543 تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه. 4-سبز: 576 تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه. -آبی: 630 تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه. 6-نیلی: 669 تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه. 7-بنفش: 708 تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه طبق تحقیقات بدست آمده همین ارتعاشات نوری هر کدام دارای فرکانسی هستند که با فرکانسهایی که از یک نت موسیقی مرتعش می شود برابر است و محقققان جدولی تنظیم کرده اند (تصویر1-4) که طبق آن کدام رنگ با کدام نت موسیقی روی خط حامل فرکانس یکسان دارند [(img)|1026730346121001B] تصویر 1-3 مسجد شاهچراغ، شیراز
بعضی هنرمندان معتقدند که می شود رنگ را شنید و صدا را دید. کاندینسکی در کتاب معنویت هنر می گوید: " صدای رنگ ها چنان مشخص است که به سختی می توان کسی را یافت که رنگ زرد روشن را به نت بم یا قرمز لاکی را به نت زیر نسبت ندهد . رنگ به موسیقی سهمی را عطا می کند که موسیقیدان به وسیله آن قادر خواهد شد صحنه یا فضایی را که مورد نظرش است تجسم بدهد، مثلاً یک رقص محلی برای اینکه دارای رنگ محلی باشد باید واجد ریتم محلی باشد و یا یک مرثیه به همین ترتیب. در معماری هم رنگ نقش اساسی ایفا می کند و به فضا حس می بخشد. [(img)|1026731346121001B] تصویر 1-4- انطباق نت های موسیقی و فركانس های نوری
رنگ در معماری و موسیقی, خط به مجموعه ای از نقطه ها گویند که حرکت به سوی مقصدی دارند. همینطور انواع مختلفی برای خط هم در معماری و هم در موسیقی وجود دارد که در ذیل ذکر می شود. [(img)|1026732346121001B]
هر یک از این خطوط احساس خاصی را القاء می کنند.به عنوان مثال خط افقی، احساس آرامش. خط عمودی نظر به سوی بالا.خط مایل، محرک کننده است و خط منحنی نرم و مطبوع است. حال همین خطوط در موسیقی نیز احساس یکسان منتقل می کنند، مثلاَ خط افقی، (جمله های یک صوتی) احساس آرامش را در شنونده القاء می کند( تصویر 1- 5) و یا خط عمودی(جمله های آکورد دار) احساس اوج گرفتن را ایجاد می کند(تصویر 1-6) . [(img)|1026733346121001B] تصویر1-5- قطعه ماهی طلایی ،کلود اشیل دبوسی، موسیقی افقی
[(img)|1026734346121001B] تصویر1-6- قطعه رقص مقدس، دبوسی، موسیقی عمودی
خط در معماری و موسیقی,خصایص و ویژگی های موسیقی(صوت) و مقایسه آن با معماری, تکیه یا سکون یا مشخص کردن بخشی از آن اثر را گویند. همانگونه که تکیه در کلام ارزش خاص دارد،همانطور تکیه در موسیقی و معماری و سایر هنرها نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مثلاً در موسیقی این نیرو یا شدت بوسیله تکیه بر صوت یا لحنی از قطعه انجام می شود و در معماری بوسیله تکیه به متجلی ساختن بخشی از بنا.تکیه یا شدت, در موسیقی سنگینی یا ثقل بوسیله کیفیت صدای سازها و حرکت در نتها بوجود می آید و همین سنگینی یا ثقل با بهره گیری از خطوط افقی بوجود می آید.سنگینی یا ثقل, در ازای زمان، مداومت یک صوت را کشش گویند. ساختمان این تقسیمات در صورتی که نت گرد را واحد زمان قرار دهیم به صورت ذیل است. [(img)|1026735346121001B] تصویر 1-7- كشش در موسیقی
اگر ضربان قلب انسان سالم را ملاک قرار دهیم، هر ضربه معادل یک واحد و نت گرد معادل 4 واحد است و به همین ترتیب نت سفید معادل 2 واحد،نت سیاه 1واحد و الی آخر.که البته این کشش به وسیله یک سری علایم می تواند کوتاهتر یا بلندتر شود.همین کشش در معماری نیز بر یکی از ساختارهای بنا بوجود می آید.کشش, در موسیقی به زیر یا بمی،بلندی یا کوتاهی صوت گویندو همین اوج و ارتقاء در معماری با بلندی و کوتاهی بخش های یک بنا و تناسبات موجود در آن ایجاد می شود.اوج و ارتقاء,حالت یا ارتعاشاتی که هنرمند به صوت ها می دهد احساس را در موسیقی القاء می کند و در معماری، احساس به وسیله رنگ و ایجاد سایه روشن بوجود می آید.احساس, توافق و سازش صوت ها در موسیقی هارمونی را بوجود می آورند و همین هماهنگی در معماری بواسطه توافق موضوع ها و عملکردها و تم ها با هم بوجود می آید.هماهنگی و هارمونی,ریتم عامل مشترکی است که در هر یک از هنرها مثل موسیقی،معماری،شعر و ... نقش اساسی دارد.پس رعایت ریتم و تکیه بر روی اصوات، خط ها و پستی بلندی هایی را بوجود می آوردو اگر این نمودار موسیقی را جدا از خط حامل موسیقی بکشیم شکلهایی بدست می اید که این شکل ها را می شود در کوهها یعنی جایی که بشر در آفرینش آن نقشی نداشته، دید (تصویر1-8). [(img)|1026736346121001B] تصویر 1-8- البرز، دماوند
[(img)|1026737346121001B] [(img)|1026738346121001B]
و بلعکس اگر این نمودار را که از پستی و بلندی کوه بدست آمده بر روی خط حامل موسیقی منتقل کنیم، مجموعه نت های موسیقی بدست میآید که دارای ریتم هستند( تصویر1-9). [(img)|1026739346121001B]
[(img)|1026730446121001B] تصویر 1-9- سفیدکوه، ساری
پس می شود این کار را برای برخی از ساخته های بشر مثل هنر معماری به کار برد.مثل تصویر بعدی که مربوط به مسجد اصفهان است و در این تصویر تمام ویژگی های بنا در آب افتاده و به مانند تمی است که معکوس آن عیناً در طرف مقابل استفاده می شود مثل پیانو که دو دست با هم می نوازد.ریتم, یکی از خصوصیاتی که در گذشته ایران کاربرد فراوانی داشته تقارن است که هم در معماری و هم در موسیقی وجود دارد.فاصله،حر کت بالا رونده و بعد پایین رونده و ریتم (تصاویر1-10و 1-11و 1-12). [(img)|1026731446121001B] تصویر 1-10- معبدی در هند
[(img)|1026732446121001B] تصویر 1-11- خانه بروجردی كاشان
[(img)|1026733446121001B] تصویر 1-12 - مسجد جامع، یزد
در شکل های ذیل نیز ، قوس ها رفته رفته کوچک می شوند که می تواند الهام بخش ساختن اثر زیبا برای یک آهنگ ساز شود. [(img)|1026734446121001B] تصویر 1-13- مسجد جامع اصفهان
[(img)|1026735446121001B] تصویر 1-14- مسجد جامع و بازار، کرمان
تقارن,موسیقی و معماری اسلامی ایران, تا کنون درباره موسیقی و چگونگی آن بحث های فراوانی شده، ولی در مورد خود وسایل و ابزارهای موسیقی حرفی گفته نشده. مطلب را از تار که یکی از اصلی ترین آلات موسیقی ایران است شروع می کنیم. از میان گونه های مختلف تار، تار یحیی بهترین و زیباترین است(تصویر1- 15).تار یحیی تاری بوده است که توسط یحیی(تصویر 1-16) در اواخر دوران قاجار با مهارت خاص ساخته می شده که مثلاً در حال حاضر یک استاد فن بلافاصله ساز یحیی را از ساز شاهرخ یا جعفر باز می شناسد. [(img)|1026736446121001B] تصویر 1-15- نمونه ای از تار دوره قاجار
حال می خواهیم مقایسه هایی بین شکل زیبای بدنه آن با اجزاء معماری گذشته ایران انجام دهیم.همانطور که در شکل های بعدی می بینیم، ترسیماتی از این شکل ها کشیده شده و این به آن معناست که سعی در قرار دادن آن در این چهارچوب خشک یعنی تهی کردن قالب آنان از روح دمیده شده از طرف سازنده اش زیرا شکل های بکار گرفته شده در هنر ایران در قواعد هندسی معمولی نمی گنجد(تصاویر1-15 و 1-16). [(img)|1026737446121001B] تصویر 1-16- تجزیه تار به خطوط هندسی
مانند این فرم معماری که فقط تجزیه و تحلیل هندسی شده بدون روح دمیده شده از طرف معمار آن(تصویر 1-17). [(img)|1026738446121001B] تصویر 1-17- مسجد جامع قزوین
پس چنین به نظر میرسد که ساز خوش صدای ساخت یحیی در قالب مربع و مستطیل و دایره نمی گنجد و باید راه دیگری برای تحلیل شکل آن پیدا کرد.البته اصراری به این که عیناً و مو به مو اجزاء معماری و اجزاء ساز قرینه هم باشند نیست، و امر مهم نشان دادن کلیت موضوع است. همانطور که در شکل های بالا می بینید( تصاویر 1-18و1-19)، بخش بالایی تار از دو قوس متقاطع تشکیل شده که مشابه قوس هایی است که درمعماری گذشته اسلامی ایران به وفور دیده می شود که مقایسه هایی از اجزاء معماری ایران و تار یحیی را منعکس می کند. و همینطور ترکیب یک دایره و خط که از ترسیم تار بدست آمده، در معماری ایران به وفور دیده می شود(تصویر 1-20). [(img)|1026739446121001B] تصویر 1-18- مسجد جامع اصفهان
[(img)|1026730546121001B] تصویر 1-19-سردر مسجد جامع اصفهان
[(img)|1026731546121001B]
[(img)|1026732546121001B] تصویر1-20- موزه چهار فصل، اراک
این ترکیب را در شکل های بکار گرفته شده در مینیاتور ایران به وفور می توان دید. البته بارزترین و زیباترین شکل این ترکیب را در تنگ و صراحی و قرابه می شود پیدا کرد(تصویر 1-21) که به طور نمادین نشان دهنده گردن و تنه است و در محل اتصال گردن به تنه معمولاً از نقوش خاصی استفاده می شود که خود کاسه تار نیز با توجه به انحناهایی که دارد می تواند مورد مقایسه با انحناهای موجود در اشیاء مصرفی و یا خطوط نستعلیق و اجزاء معماری قرار گیرد. [(img)|1026737546121001B] تصویر 1-21- نقش مینیاتور از تنگ،صراحی و قرابه
نگاهی به تار یحیی, حال می خواهیم مطالعه ای بر تاریخ هنر و موسیقی اسلامی ایران را به صورت دوره ای داشته باشیم و آثار به جا مانده از معماری با ارزش قدیم ایران را مورد بررسی قرار بدهیم و رابطه این دو هنر را با هم بگوییم.در ابتدا باید گفته شود که به علت منع موسیقی توسط حکومت های مذهبی مثل صفویه باعث شده که به جز روایت های شخصی، هیچ مطلب دقیقی در اختیار نداشته باشیم،در عوض در همان دوره، آثار با شکوهی از معماری( میدان نقش جهان) به چشم می خورد(تصویر 1-22). [(img)|1026730646121001B]
به طور مثال، در دوره قاجار تحول قابل توجهی در زمینه موسیقی ایرانی بوجود آمده است که از مهمترین آنها، پیدایش سیستم دستگاهی که آن را ردیف می نامند، است.ولی از طرف دیگر، معماری ایران دچار سرگشتگی شد،چه در فرم و چه در الگو (بخاطر رابطه ایران و اروپا و تاثیرپذیری ناشیانه از فرهنگ غرب) . [(img)|1026731646121001B] تصویر 1-22- عمارت عالی قاپو،اصفهان
مطالعه ای بر تاریخ هنر موسیقی و معماری اسلامی ایران,خصایص و ویژگیهای مفهومی معماری و موسیقی ایرانی, در زمانی که حضرت آدم در بهشت بوده، همه چیز به صورت تک و واحد،دیده و نگریسته می شد لذا عالم وحدت شکل گرفه بود و از زمانی که شیطان به دستور خداوند مامور فریب دادن حضرت آدم شد، انسان در مقابل وحدانیت، کثرت را می بیند. این کثرت مقابله خیر است در برابر شر. نور است در برابر ظلمت و شیطان است در برابر رحمان و این چنین هبوط حضرت آدم و سیر نزولی انسان به عالم کثرت آغاز می شود و همگی رموزی است هدایت کننده به سوی عالم کثرت و سیر صعودی به سوی وحدت مطلق که این سیر یا اختیاری است و یا اضطرار برده می شوند: انا لله و انا الیه راجعون.(سراج،بی تا).اصولاً ذات معماری ایران نیز در پی وحدت بوده و در سازماندهی فضاها چه در برون و چه در درون در پی سادگی،یکپارچگی،خلوص،عاری از تعقلات مادی زمینی و در پی مفاهیم و معانی بوده که در نهایت حاصل کار یک معماری درون گرا اما جداناپذیر از بافت منظر شهر بوده است. حال اینکه همین وحدت گرایی هم به وضوح و شگفت انگیز در موسیقی اسلامی ایران قابل حس است. مثلاً دستگاه نوا فضای عرفانی دارد که از سلسله مراتب درآمدها عبور می کند و پس از عبور از آنها به گوشه نهفت که شور و شکوه با وقار آن یادآور دستگاه شور می باشد، می رسد و این سفر رازآمیز را ادامه داده و به الگوی فرود می رسد که حالتی مرجع و بازگرداننده به مد اصلی را دارد و حسی از تعادل و توازن را در شنونده به وجود می آورد،پس روح وحدت و یکپارپگی در موسیقی ایران حس می شود (تصویر 1-23). [(img)|1026732646121001B] تصویر 1-23- مسجد جامع كبیر، یزد
[(img)|1026733646121001B]
وحدت گرایی,ایده تشکیل دهنده فضا در معماری و موسیقی ایرانی الگویی است،یعنی به صورت سازماندهی 4 ایوانی، حیاط مرکزی،محوری،تقسیم هندسی سطوح(شطرنجی،صلیبیو...) می باشد.حتی الگوهای سازماندهی معماری مسجدها، آتش کده ها و کلیساها در بعضی خصوصیات مشترک می باشند، مثلاً نقش چهار تاقی ساسانی در بنای آتشکده ها در مساجد ایرانی نیز مؤثر بوده. همین ویژگی الگویی در موسیقی ایرانی باعث می شودکه هر شباهتی در اصوات و فواصل ناشی از آنها مثل همایون و بیات اصفهان،اهمیت زیادی نداشته باشند و مهم این است که آیا این الگوها هنگام اجرا یکسان اند یا متغیر و متفاوت.سازماندهی فضا بر اساس الگوهای رایج,همجواری الگوها در معماری اسلامی ایران بر اساس اصول خاصی است و بر اساس سلسله مراتب معینی صورت می گیرد مثل ورودی،تقسیم راه،تغییر مسیر،توقف به منظور تعیین جهت،حرکت و بهره وری بصری. بر همین اساس اول رویارویی با نشانه های نماست مثل بادگیرها،مناره ها،گنبدها و ...بعد ورودی ها هستند که در اصل ارتباط فضای بیرون و درون هستند و دعوت کننده هستند(ورودی از اهمیت ویژه در معماری اسلامی ایران برخوردار بوده).سپس به حیاط مرکزی می رسیم که به خاطر توجهی که معمار ایرانی به فضای درون داشته،نمای داخلی و رواق ها و ایوان ها به بهترین شکل طراحی شده.این سلسله مراتب در موسیقی ایرانی چه در جایگزینی فرم های موسیقی و چه در ترتیب قرار گیری گوشه های ردیف دستگاهی وجود دارد.مثل: فرم پیش درآمد،درآمد،گوشه های بعد از درآمد،فرم چهار مضراب،فرم تصنیف،فرم ضربی و فرم رنگ.امادر همین نظام فضایی منظم،گاهی برای ایجاد تنوع و تغییر فضا، از عاملی به نام مدگردی استفاده می شود.در معماری ایرانی هم نمونه ای از مدگردی در راسته بازارها و فضای اتصال آنها بدون تغییر کیفیت فضا وجود دارد.مسجد شاه اصفهان نمونه خوبی از این مدگردی، فضایی بزرگ و آهنگین در معماری ایرانی می باشد.جلوخان به صورت فروشکافته در دل دیوارهای آجری نخودی رنگ میدان نقش جهان بارنگ آمیزی زیبای کاشیکاری ها بوده که مسیر افقی فضا را در کنار طاق بلند سر در ورودی که تاکید عمودی در فضا را دارد،نمایان می کند.و دالان ورودی با چرخی 45 درجه، جلوخان را به صحن مسجد پیوند می دهد (تصویر 1-24) . در موسیقی نیز این مدگردی وجود دارد که همان مرکب نوازی های موسیقی ما است که با متانت و حفظ آرامش و حس اطمینان همراه است و همان حسی را که در معماری ایجاد می کند،برای شنونده القاء می کند . سلسله مراتب در کشف فضاهای معماری و موسیقی,یکی دیگر از ویژگی های مشترکی که هم در موسیقی و هم معماری اسلامی ایران دیده می شود تکرار است.این تکرار از ابتدا وجود داشته.موضوع را بهتر است از ذکر شروع کنیم.ذکر به معنی یادآوری است و باعث آرامش روح و جان می شود،به عبارت دیگر یک نوع تکرار است . بعد همین تکرار در فرش ایرانی تیز وجود دارد و تمام نقش و نگارهای فرش به نوعی در تمامی سطح فرش در حال تکرار هستند.حال همین ویزگی در معماری اسلامی ایران بوسیله تکرار اسماء خ اوند بر روی کتیبه ها ،تکرار در نقوش تزیینی و حتی تکرار در نمای بیرونی به چشم می خورد، در مورد موسیقی ایرانی نیزباید بگوییم که همه اجزاء تشکیل دهنده یک آهنگ اعم از نوازندگان ساز (سنتور، تار،سه تار، تنبک و ...) در پی تکرار ریتم آهنگی هستند که توسط خواننده در حال اجرا است،پس در موسیقی ایرانی هم این تکرار وجود دارد. [(img)|1026734646121001B] تصویر 24-1- مسجد شاه، اصفهان
تکرار,در هنر اسلامی ایران یکی از خصوصیات بارز آن،مرکز گرایی است که در تمام هنرها اعم از معماری،موسیقی،نقاشی و ... وجود دارد.آقای دکتر نقی زاده در کتاب مبانی هنر دینی در این رابطه چنین می گویند: "مرکزیت در فرهنگ اسلامی از مناظر مختلفی قابل پی جویی است.یکی از بارزترین وجوه آن خانه کعبه به عنوان قبله مسلمین یا مرکز توجه جمیع مسلمانان است.بر خلاف معابد و کلیساها که واجد مرکزی هستند که عبادت کنندگان به آن رو می کنند و در واقع، هر کدام مرکزی را به نمایش می گذارند، مساجد مسلمین فاقد مرکز خاص خویش بوده، و جملگی بر یک مرکز واحد جهانی(کعبه) متوجه هستند. در معماری اسلامی تنها نقشه ساختمان سقفهای گنبدی واجد نقشه متحدالمرکزی است که به صورت رمز اتحاد آسمان و زمین و یا محل نزول برکت الهی ایفای نقش می کند. همچنین در معماری علاوه برآنکه مساجد با جهت گیری شان به سمت کعبه به این مرکزگرایی اشاره دارند.بسیاری از عناصر آنها نیز به صورت واقعی نمایشگر این تفکر هستند.حیاط مساجد با اختصاص مرکز خویش به آب(حوض یا مظهر قنات) جلوه ای از اهمیت و مرکزیت پاکی و انسان کامل را متذکر می شوند.از نمونه های دیگر هنر باغسازی است که جلوه نمادین آنها در نقشهای فرش ایرانی است که مثال گویا و بارزی از مرکزگرایی است.مرکزگرایی در هنری که فرش(در مقابل عرش) نامیده می شود، و فرش نامی است که در فرهنگ ایرانی به زمین اطلاق می شود به وضوح مشهود است. اجمالاً اینکه، اهمیت انسان، به عنوان اشرف مخلوقات و مرکزیت وجود و مخلوق در نفس الهی او نهفته است. این اصل زیبا و معنوی، الهام بخش هنرمندان ایرانی مسلمان بوده است که در آثار خویش به نحوی به این اصل اشاره نمایند.یکی از وجوه این امر به کارگیری واژه ها و موضوعاتی است که به نحوی بارز بیانگر مفهوم مرکز هستند،مثل واژه میدان . " از دیگر واژه ها، واژه قطب است که به معانی مختلفی استفاده می شود.یکی شمالی ترین و جنوبی ترین نقاط کره زمین را قطب (قطب شمال و قطب جنوب) می گویند.دیگری هر پیل (باطری) دارای دو قطب، قطب مثبت و قطب منفی است و کره زمین نیز به مانند یک پیل (باطری) عظیم دارای دو قطب مثبت و منفی است که آن ها را قطب مثبت مغناطیسی زمین و قطب منفی مغناطیسی زمین می نامند.اما آنچه مسطلح است بین عرفای ایران،منظور از قطب مرکزیت و مبدأبی است که حواس و جانها متوجه و معطوف به آن است مثل حلقه عرفا یا حلقه تدریس. از مطلب های دیگری که بشود از آن به تفسیر مرکزگرایی صحبت کرد تقارن است(که ذکر آن گذشت). تقارن در معماری اسلامی ایران یکی از ویژگیهای بارز بنا بوده است به ویژه در نماهای عمارت ها که به مرکزی در آسمان اشاره دارد و به نوعی به مرکزیت اشاره دارد.این تقارن که به نوعی به مرکزگرایی اشاره دارد در موسیقی اسلامی ایران به چشم می خورد،مانند میاندار در ورزشهای سنتی و شکل گیری جمع در سماء عارفین که در در مرکز و به دور دایره ای متمرکز می گردد و مرکزیت در آن اهمیت ویژه ای دارد . مرکزگرایی, در این تحقیق سعی شد تا یک مقایسه اجمالی از موسیقی و معماری داشته یاشیم و تشابه های معماری و موسیقی اسلامی ایران را مورد بررسی قرار دهیم و اینطور استنباط شد که ایندو هنر که جزو هنر های قدسی هستند (بعلت حضور و قرب حق در آنها) به نحوی چه در پیدا و چه در نهان اشتراک دارند و اگر چه نمی شود راجع به هنر به طور قطعی اظهار نظر کرد لاکن مشترکات آنها به وضوح محسوس است و با یک تلنگر ذهن آگاه هر بیننده یا شنونده ای را بیدار می کند تا بهتر به بررسی بپردازد. ولی اینطور باید بگوییم که اصلی ترین و بارزترین وجه اشتراک معماری و موسیقی اسلامی ایران رسیدن به هدف غایی و قرب الهی است که انسان از ابتدایی که به این دنیای خاکی آمده، در پی آن بوده و خواهد بود وهر وسیله ای(هنر اسلامی) را برای رسیدن به آن و یادآوری آن به جهت فراموش نشدن به خدمت می گیرد. از آنجایی که افلاطون در نظریه خود چنین می گوید: " روح پیش از آمدن به دنیا، زیبائى مطلق را دیده و چون در این دنیا زیبائى ظاهر را مى‏بیند به یاد زیبائى مطلق مى‏افتد و غم هجران به او دست مى‏دهد. عشق جسمانى مانند حسن صورى مجازى است. اما عشق حقیقى چیز دیگر است و مایه ادراك اشراقى و دریافت زندگى جاوید مى‏گردد ." آنچه مسلم است این که، ویژگی های معماری و موسیقی در تقسیم بندی محدود ما خلاصه نمیشود و این تحقیق نیم نگاهی بود در این بیابان بی کران. به قول حافظ: مدد از خاطر رندان طلب ای دل ورنی کار سخت است مبادا که خطایی بکنیم جمع بندی,بلخاری قهی،حسن،سرگذشت هنر در تمدن اسلامی،حسن افرا،تهران،1383. پیرنیا،محمد کریم،آشنایی با معماری اسلامی ایران،دانشگاه عتم و صنعت ایران،تهران،1378. پیرنیا،محمد کریم،سبک شناسی معماری ایرانی،پژوهنده-معمار،تهران،1380. شجریان،مژگان، زبان موسیقایی فرم و رنگ در تصویر، پایان نامه تحصیلی مقطع کارشناسی ارشد دانشکاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز،تهران،81-1380. فلامکی،منصورو غلامحسین نامی و دیگران،معماری و موسیقی،فضا،تهران،1383. نقی زاده،محمد،مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی(عینیات و تجلیات)،راهیان،تهران،1384. سراج،حسام الدین،{موسیقی و معماری}،نمادگرایی در هنرها،بی تا،بی جا. .دیماه 1386 ،"معماری"،http://architect1800.blogfa.com/post-9.aspx .آذر 1386،"معماری چیست"، http://fa.wikipedia.org/wiki .آبان 1386، "دیدن صدا و شنیدن رنگ" http://zanenarenji.blogspot.com , .آذر 1386،"رنگ در موسیقی"، http://fa.wikipedia.org/wiki منابع

مشاهده

پايداری اجتماعی در خانه ديروز و امروز
پايداری اجتماعی در خانه ديروز و امروز 94/08/15

,زندگي هايي که در قلعه های مسکونی در کویر ایران صورت می گرفت، نمونه قابل تاملی در این زمینه است. در نمونه ای چون قلعه خورانق ( تصوير 1) که تجربه حضور و گفت و شنود با ساکنان قدیمی آن را فراهم شد، مي توان فهميد که قلعه یک خانه بود که هریک از ساکنان در آن از یک تا چند اتاق داشتند. مقیاس خانه و قلعه یکی بود و تعریف حریم خصوصی و عمومی متفاوت از آنچه که اکنون است. [(img)|1026731636121001B] تصویر1: قلعه خورانق، نمونه ای از زندگی جمعی در خانواده ای گسترده
خانواده ها اکثرا ساختاری گسترده داشتند و در کنار یکدیگر در قلعه ای که مقیاس خانه ای یگانه را داشت، زندگی می کردند. خانه هایی که هم اکنون به خانه هایی تکرار شونده و جدا جدا در آن سوی جاده تبدیل شده اند و بسیار شبیه با خانه هایی که در محلات فقیر نشین شهرهای بزرگ ساخته می شوند (تصویر 2)، کمتر ردپایی از لطائف خانه های پیشین در آن یافت می شود. در سایر شهرها این نظام حداقل در مقیاس محله گسترده می شد و گاهی خود خانه ها در مقیاس یک محله امروزی گسترده بود. نمونه هایی از این خانه ها در محله فهادان یزد فراوان یافت می شود (تصویر3). [(img)|1026733636121001B] تصوير 2: خورانق، مسكن امروزی
[(img)|1026735636121001B] تصویر3: یزد، پلان خانه ای در محله فهادان
اما این نظام روز به روز کوچکتر می شود و تا جایی به پیش می رود که دیگر حیاط های آپارتمان ها نیز جزیی از خانه محسوب نمی شوند و غریبگی از دم در خانه آغاز می گردد. در چنین روزگاری که مرز بین خارج و داخل تنها یک در است، ناهنجاریهای اخلاقی و نابسامانیهای اجتماعی رو به فزونی است. ایجاد سلسله مراتب میان حریم خصوصی و عمومی مطلبی است که راه حل های فراوانی دارد و از دغدغه های طراحان مسکن و مجتمع های مسکونی است. از دیگر سوی، مسکن به عنوان اولین کانون ایجاد تعادل در تعاملات فردی و جمعی انسان قابل بررسی است. اولین کانون برقراری پیوندهای من و ما. هر انسان از شکل گیری اولین نهادهای شخصیتی خویش و درک هویت خویش تا برقراری اصیل ترین پیوندهای زندگی اجتماعی، اولین تجربه ها را در کانون خانه و خانواده کسب خواهد کرد. ازمن تا ما طیف پیوسته ای از پیوندهای اجتماعی قابل پژوهش است. طیفی که در یک سوی آن کمونیسم قرار دارد و در دیگر سوی آن مدرنیسم. در جوامع کمونیستی که عموما از انقلاب های نظامهای کارگری و بدنبال آن تشکیل حکومتهای مارکسیستی شکل گرفته اند، آنچه حکمفرماست، خواست جمع است (نیاز همگان) و حکومتها بر همه امور تصدی دارند و اساس بر محوریت زندگی جمعی است حتی در خصوصی ترین فعالیتهای شخصی. مجتمع- های مسکونی احداث شده (مبتنی بر این نوع از زندگی) موید این مدعاست، به عنوان نمونه در نظر گرفتن آشپزخانه و سرویس مشترک برای چند واحد مسکونی. در اینجا هیچ من¬ی در کار نیست، همه چیزما ست . مفسری که به نارسایی های عادی انسانها توجه دارد، سازنده ای که امیال اشتراکی را راضی می کند، مدیر مدرسه ای که از اندیشه های عامیانه کمک می گیرد، هر کدام به گونه ای روح را می کشند و با بزرگ کردن عناصر مشترک، ویژگیهای فردی را نادیده می گیرند. در برخی شرایط فرد باید قربانی شود و گرنه جامعه ای وجود نخواهد داشت و انسان از انزوا خواهد مرد. اما همه از خود می پرسند: چگونه باید عوامل فردی و اشتراکی را در شخصیت انسان متعادل کرد؟ هواداران یکنواختی و یکسانی، با حذف سنت فرد گرایی از زندگی مدرن بدون برخورد با مخالفت مهمی افکار خود را توسعه داده اند. ارتباط جامعه، تولید و پرورش نمادهای جامعه کمونیستی یا سرمایه داری هستند و هر دو از این جهت همانند هم هستند. کارگری که مراقب عملکرد صحیح ماشین در کارخانه ای است، از خود چیزی به آنچه که ماشین تولید می کند، نمی افزاید. تولیدات ماشینی، یکسان و غیر فردی است و جز برای انسان ماشینی هیچ رضایتی را برای استفاده کننده به همراه نمی آورد. تولیدات دستی برای افراد لذت بخش است چون آنها نشانگر خلق و خوی استاد کارند، هر ناهمگونی، هر ویژگی و هر تفاوتی نتیجه یک تصمیم گیری در لحظه ساخت است. در دیگـر سوی، مدرنیست ها قـرار دارنـد. مدرنیسـم تجلیگـاه مـن است: خانه من، حیاط خانه من، اتاق من، سرویس اتاق من و ... در این نوع زندگی وقتی پایش را از دربِ خانه بیرون می نهد غریبه می‌شود، این طرفِ درب آشنا و آن طرفِ درب غریبه و دیگر او هیچ تعلقی به آن طرفِ درب ندارد و آن طرفِ درب هم به او تعلق ندارد. مرز بین من و ما یک درب است. مرز بین آشنا بودن و غریبه بودن، مرز بین تعلق داشتن و تعلق نداشتن و این مساله عواقب بدی دارد: مثلا کم شدن احساس مسؤلیت انسان نسبت به هر آنچه احساس می کند مالِ او نیست. مدرنیسم و کمونیسم به نوعی والد و مولود یکدیگرند. در روزگاری نه چندان دور، عهد سنت الاولیـن، نگاه به مـن و مـا و تعاملات ایـن دو، کالبدی بوده نه عملکردی و بهترین تعادل نیز برقرار بوده. در آن دوران نظام محلات یا طبقاتی بود: ارتش داران، موبدان، استریوشان و ... یا مبتنی بر حرفه سکنه بود: محله شعربافان، کاسه گران، قنادان و ... سلسله مراتب و نظامها از جزء تا کل در طیفی پیوسته و نه گسسته (همچون زندگی امروزین) در امتداد یکدیگر قرار گرفته بودند: سه دری و پنج دری، اندرونی و بیرونی، دالان، هشتی، سـردر، سکـو، کوچه، ساباط، واشدگاه، مرکز محله، خیابان، بازار، دالان، سوق، تیمچه، حجره و ... .سخت بود که گفته شود اینجا من هستم وآنجا ما، چون اصولا ساختار، ساختارکالبدی بود و فرد محوری وجمع محوری ملاک نبود بلکه خدا محوری ملاک می بود. سنگ بنای یک شهر دوست داشتنی از یک خانه و محله دوست داشتنی آغاز می شود و خانه مطلوب هم نمی تواند مانند جزیره ای جدا از دریای متلاطم ایجاد شود. مسکن مطلوب تنها در یک شهر مطلوب معنی می یابد. در زمینه ‌ی معماری، می تـوان مجموعه تاثیرات این انقلاب عظیم را به دو گروه تقسیم كرد: اول تاثیر بر مصالح و روشهای ساختمانی و دوم تاثیر برهمه ی افراد و گروههایی كه با امر معماری ارتباط دارند، اعم از معمار، ‌سازنده و مخاطب. تولید صنعتی به نحوی فرا گیر همه‌ی مصالحی كه امروز در ساخت بنا كاربرد دارند را برگرفته است و از دیگر سو منجر به بوجود آمدن روش و یا مجموعه ای از روشهای ساختمانی خاص گردیده كه در كشورهای پیشرفته به لحاظ صنعتی در غالب صنعـت ساختمان سازی گرد آمده اند و شكل استاندارد به خود گرفته اند. همانگونه كه صنعت، ماشین را جایگـزین انسان كـرد، در كلیه محصولاتی كه حاصل تولید صنعتی می باشند نیز، مجموعه ای از خصوصیتهای نو جایگزین چیزی شد كه در گذشته به سبب روش تولید خاص خود بدست می آمد. اما حال دیگـر روش عوض شده است. صنعت، كیفیت را با كمیت، آرامـش را با آسایش، كهنه را با نـو و كند را با سریـع و در نهایت زندگی را با سه گانه ی معـروفش مبادله كرد. هر یك از دیگری خالی ولی همه برای نیل به دیگری . در امر ساختمان، محصولات تولیدی صنعت، انبوهی ازعناصری هستند كـه در هرگونه از آنها، همگی حاوی خصوصیتهای مشابه هم گردیده اند. از آنجا كه چنین شباهتی هـیچگونه تمایزی بین آنها ایجاد نمی كند، لذا فقط بدین شرط كه به عملكرد خواسته شده پاسخگو باشند، می توانند در هر جای ساختمان بكار روند. این امر به تدریج باعث بروز عدم حساسیت و آگاهی نسبت به بكارگیری درست مصالح و همچنین روش استقرار آنها می گردد. [(img)|1026737636121001B] تصویر 4: ساختمان امروزی، مصالح و روش ساخت
[(img)|1026738636121001B] تصویر 5: كاشی كاری، خانقاه شیخ عبدالصمد نطنز
به عبارت دیگر روش را چیزی تعیین نمی كند مگر نتیجه نهایی. آجر انباشته می شود، كاشی و سنگ چسبانده می شود، فقط برای نیل به منظور نهایی. در صورتیكه چنین دیدگاهی به طـور واضح بدون توجه به خصوصیات ذاتی آجر و كاشی و معنای دیوار اتخاذ شده است. به تعبیر دیگر روش در راستای كاربرد فراموش می شود و ارزشی كه در گذشته بـر روش هم شامل می گردد كم كم فراموش می گردد. بهترین مثال در ایـن زمینه شایـد مثال تغییرات استفاده از كاشی در معماری ایران باشد. امروز كاشی به عنوان مصالحی مقاوم در جایی كاربرد دارد كه سطح با رطوبت تماس زیادی دارد و یا در معرض بر خورد و ضربه قرار دارد و به عنوان مصالحی كه به خوبی قابل شستشو است، در نظر گرفته می شود. اما وقتی در تاریخ معماری گذشته جستجو شود، مشاهده می شود كه وقتی هنر استفاده از آجر و گچ به اوج تكامل خود در دوره ‌ی ایلخانی و تیموری نزدیك شـد، كاشی كم كم به عنوان مصالحی كه از دیگر انـواع ارزشمندتر است، پدیدار می شود. در ابتدا كاشی به صورت نگین و در بین درزها و رجهای آجری و بعدها پوشاننده‌ی سطح فضاهای محدود و خاص مثل گنبدها، سردرها و غیره و بعدها در اوج صفویه، پوشاننده كل سطح بنا می شود (تصاویر 4 و 5). این در شرایطی است كه ملاك استفـاده از كاشی مقاومت و دوام در مقابل عوامل جوی نبوده، بلكه برای افزودن بر ارزش دیواری است كه در طول سالیان به شكل همیشگی ظاهر می شده است. یا شاید بتوان گفت كه دیوار، شایسته پذیرش عنصری با ارزش گردیده است. این در واقع كشف دوباره‌ی دیوار بوده است. از جانبی دیگر تاثیر صنعت بر مخاطبین معماری بسیار عمیق تر بوده است. زیرا علاوه بر آنكه دانش و مهارت صنعتی شده را در اختیار فرد می گذارد، بر بینش او در طول سالیان موثرخواهد بود . جالب آنکه بسیارند آنهایی که از این اوضاع به خشم آمده اند، اما عمل انسانها با تفکراتشان متفاوت است و البته در این آشفته بازار تنها ثابت بودن فطرت انسانی است که انسان را به بازگشتی دوباره به حقیقت صحیح امیدوار می نماید. " به نشانه های ابلهانه این تمدن چندش آور درون خانه های آبرومند خود بنگرید که بی شباهت به خانه های خرگوش نیستند ... تعجبی ندارد اگر خانه های ما کسالت آور و ناخـوشاینـدنـد، زیرا کسی که درون این خانه ها زندگی می کند از زندگی به مراتب یکنواخت و کسالت بارتری برخوردار است. بسیار خوب. پس چرا ما که همیشه این چیزها را می دانستیم، این آداب و رسوم پست و کثیف را عوض نمی کنیم؟ من مطمئنم که بسیاری از ما تا کنون این کار را کرده اند. چرا به طور ساده زندگی نمی‌کنیم و دوستانمان را نیز ترغیب نمی کنیم. دوستانی که خیلی مایلیم از خجالت زحمتشان در آییم؟ " . " طراحان حرفه ای به این درک رسیده اند که باید آهسته گام برداشت، صراحت داشت و مشاهدات قابل پیش بینی را منتشر کرد" . [(img)|1026739636121001B] تصویر 6: ساختمان سنتی، مصالح و روش ساخت
بیشتر معماران، طراحان و برنامه ریزان، انبوهی پالایش نشده از اطلاعات و عقاید مردم در مورد فضای کالبدی و سازماندهی آن دارند که هنوز نظم نیافته است. مقیاس خانه,اگرچه اقلیم به عنوان عاملی اصلی نحوه شکل گیری بافت و ساختار کلی،شکل گیری خانه را تحت تاثیر قرار می دهد ، اما عامل اصلی شکل دهنده فضای داخلی خانه ها ، فرهنگ زندگی مردمان آن سرزمین است. " در رهگذران این جهان پهناور در می یابیم که در اقلیم های مشابه، معماری های بومی متفاوتی مشاهده می شوند، زیرا هر جامعه ، در رابطه با جهت گیری ها و تحرکات درونی و برخوردهایش با جوامع دیگر، شکل می پذیرد و فرهنگ، با استیلای که بر ساخت جامعه دارد و در ارتباط با پدیده ها و رویدادهای روزمره آن، همچنان در طول زمان به صورت مؤلفه ای ناگسستنی از مردم ساکن سرزمین ها در جریان است. علاوه بر آن، فرهنگ مبتنی بر خصوصیات سرزمینی و بر مجموعه رویدادهای تاریخی، دارای قدرتی شگرف بر انگیزه های انسانها ست و به صورتی فعال در روند شکل گیری معماری بومی تاثیرگذار است" . [(img)|1026731736121001B] تصویر 7:گذری در یزد با طاق نماهای متوالی
راپاپورت (1977) پنج جنبه اصلی فرهنگ را که در شکل گیری فضای داخلی خانه ها موثر بوده معرفی کرده است: 1. نحوه انجام فعالیتهای اصلی 2. ساختار خانواده 3. نقش جنسیت ها 4. فرآیند روابط اجتماعی 5. نگرش به خلوت " در فرهنگهای مختلف فعالیتهایی چون خوابیدن، پخت و پز و خوردن متفاوت هستند. در بعضی فرهنگها مردان اول شروع به خوردن می کنند، در فرهنگهای دیگری ، خانواده با هم شروع به خوردن می کنند. در بعضی فرهنگها مردم روی زمین و در دیگری روی صندلی و پشت میز می نشینند. این تفاوتها مواردی از طراحی چون ارتفاع کف پنجره، نیازهای فضایی و محل درها را تحت تاثیر قرار میدهند. عادت های خوابیدن نیز متفاوت است، محیط رفتاری اتاق خواب به گونه ای جهانی نیست. در آب و هوای گرم مردان ممکن است در فضای باز بخوابند. در بسیاری از خانه های دارای تهویه مناسب در ایران، خوابیدن در فضای باز هنوز هم رایج است " . در جامعه ایران نحوه انجام فعالیتهای اصلی هنوز آنچنان که باید ساز و کار مشخصی ندارد و تقریبا از خانه به خانه متفاوت شده است. سردرگمی میان میز غذا خوری و کابینت قسمت آشپزخانه اوین و یا سفره انداختن روی زمین هنوز در هنگام صرف وعده های غذایی در بین خانواده ها جریان دارد. این امر بیش از همه به حضور عناصر متعلق به معماری مدرن بر می گردد که اگر چه حضورشان در مسکن ملیتهای گوناگون به تبع معماری جهانی بسیار سریع بود، اما مکـان - رفتارهای متفاوتی را در میان اقوام مختلف یافته اند. در بیشتر خانه های ایرانی که آشپزخانه اوپن دارند صرف وعده های غذا بر روی اوپن آشپزخانه امری ناشناخته است و این فضا بیشتر به عنوان دکور استفاده می شود. در حالیکه در کشورهای غربی مکان - رفتار صرف وعده های غذایی است. [(img)|1026732936121001B] تصویر 8: کاربرد تزیینی اپن آشپزخانه
[(img)|1026733936121001B] تصویر 9: كربرد تزیینی اپن آشپزخانه و میز ناهار خوری
" شیوه زیست می تواند از طریق نقش های مردم و قرارگاه های رفتاری آنها درک شود . تفاوت شیوه های زندگی محلی و شهری تفاوتهای مهمی را در کاربرد طراحی شهری و طراحی محیط موجب می شود . در طراحی مسکن ، مکان تمرکز فعالیت های خانه ، چگونگی تعامل مردم ، میزان خانگی بودن فعالیتها و نهاد خانواده عوامل موثری در تدوین اهداف طراحی اند " . بسیارند مردمانی که هنوز حتی در صورت نقل مکان، به آرایشگاه محله قدیم خود می روند و برای خوردن بستنی از این سر شهر به آن سر شهر می روند تا بستنی فلان مغازه را بخورند. این افراد که به زندگی محلی عادت داشته اند از شتاب دوران مدرن جا مانده اند و خرید از تک تک مغازه هایی را که صاحبان آن را می شناسند به خرید از مراکز خریدی که به جای ارتباط با خریدار با مارک کالا ارتباط برقرار می کنند، ترجیح می دهند. شاید ایجاد خدمات پس از فروش و امثالهم گامی موثر در همین جهت بوده است که خریدار، هنگام خرید بتواند به کالا اعتماد کند، با آنکه شخص فروشنده را نمی شناسد. ساختار خانواده، از عوامل مهم در طراحی داخل خانه ها و حتی محله هاست. در تعاریف، خانواده های هسته ای و گسترده از هم متمایز شده اند. خانواده گسترده به سه گونه تقسیم شده است: گسترده افقی، گسترده عمودی و هر دو. در خانواده های گسترده افقی خویشاوندان از یک نسل زندگی می کنند و فضاهای کالبدی خانه باید با اجتماع افراد خانواده در مناسبت های مختلف قابل تطبیق باشند. در خانواده های گسترده عمودی سه نسل در کنار یکدیگر زندگی می کنند و فضاهای خواب خانه اهمیت بیشتری دارند. وقتی خانواده به طور عمودی و افقی گسترده است، نیازهای فضایی باز هم بیشتر می شود. در خانواده های هسته ای، رابطه متقابل بین زن و شوهر و فرزندان است. در خارج خانواده رابطه با دوستان بیشتر از رابطه با خانواده است. وقتی که این الگو با شیوه زندگی خانه محور همراه شود، خانه های تک خانواری بهتر کار می کنند. در این صورت کاربری زمین تخصصی تر می شود. استخرهای شنای خصوصی و فعالیت های ویژه خانواده در حیاط خصوصی خانه شکل می گیرند. تغییر ساختار خانواده در ایران طی دو نسل پیش از ساختار گسترده به هسته ای تغییرات فراوانی را در شکل فضاهای داخلی مسکن ایجاد کرده است، اما این تغییرات در طراحی محله ها لحاظ نشده است. از طرفی اگر تمامی اهالی یک محله با هم خویشاوند باشند، فضای عمومی کوچکی برای پذیرش غریبه ها ایجاد می شود و این در حالی است که در مناطق مسکونی که خانواده های هسته ای زندگی می کنند، شمار فضای عمومی و خصوصی بسیار زیاد (به تعداد خانواده ها) می شود و فضای عمومی مورد توافق جمع از مجموعه این فضاهای عمومی تشکیل می شود . اکنون باید به این مطلب نیز اندیشید که طراحی های جدید برای خانواده های هسته ای طراحی می شود که جایگزین خانواده های گسترده پیشین شده اند و این مطلب در طراحی محله، توجه به ایجاد فضاهای جمعی را ضروری می نماید. به عنوان مثال در گذشته شاید آنچه که خانه خوانده می شد از مقیاس محله کنونی نیز فراتر بوده است و بنابراین کلیه نیاز های جمعی نیز در فضای کالبدی داخل و مابین واحدهای مختلف یک خانه ایجاد می گردیده است. در زندگی پیشین بهار خواب یک فضای جمعی برای مردهای یک خانواده گسترده بود ولی در زندگی امروز باید به عنوان یک فضای خصوصی برای یک خانواده هسته ای در نظر گرفته شود و آنقدر محرمیت لازم را داشته باشد که بتواند مورد استفاده تمامی اهالی این خانواده اعم از زن و مرد قرار گیرد. از سوی دیگر باید در نظر داشت که می بایست فضایی جمعی جایگزین فضای بهارخواب پیشین شود تا فضای جمعی مابین چند خانواده هسته ای در مقیاس یک همسایگی کوچک شکل بگیرد. " ویژگیهای محیط جغرافیایی به ویژه آب و هوا و توپو گرافی زمین، توزیع و شکل قرارگاه های رفتاری را تحت تاثیر قرار می دهند. بین فرهنگ و آب و هوا رابطه وجود دارد. شیوه نحوه استفاده از خانه، ساختمان و فضای باز، نوع فعالیتها(بویژه فعالیتهای تفریحی)، ویژگیهای طبیعی و اقلیمی یک منطقه اند" . [(img)|1026734936121001B] تصـویر 10: قلعه خورانق ، بهار خواب
[(img)|1026736936121001B] تصویر 11: خانه ای در اقلیم خزری
[(img)|1026737936121001B] تصویر 12: خانه ای در اقلیم كویری
با آنکه خانه های شمال ایران و خانه های کویری ایران هر دو ایوان دارند اما نحوه شکل گیری ایوان در این دو نمونه آنقدر متفاوت است که کمتر با دیدن هر یک از آن دو این امکان وجود دارد که دیگری در ذهن متبادر شود این ایوان ها در زیر سایه محیط خویش چه از لحاظ تناسبات و چه از لحاظ اینکه مکان – رفتار چه گونه ای از فعالیتها باشند، متفاوتند (تصاویر11 و12). مختصری دربارة عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری فضاهای مسکن,کوچه ها از طریق بازار، را ه به سوی محلات می گشایند و به تدریج به راههای کوچکتر و خصوصی تر تقسیم می شود. بازار به گذر، گذر به کوچه، کوچه به دربند و... راههایی که به وسیله دیوارهای بلند یا پوسته خارجی خانه ها، از سایه مطبوع برخوردار است و مکان مناسبی برای روزهای گرم تابستان عرضه می کند . " معماری یزد نسبت به شهرهای اطراف آن مانند بزرگی پایتخت یک کشور به شهرهای دیگر آن است" . اگرچه گونه شناسی مسکن یزد فراتر از نمونه هایِ گرد بسته (حیاط مرکزی) می باشد و نمونه هایی چون خانه های چهار صفه و یکطرفه در آن یافت می شود، اما آنچه به عنوان تیپ غالب مسکن در یزد مطرح است و بیشتر به آن پرداخته خواهد شد، همان نوع حیاط مرکزی است. فضاهای خانه سنتی در سطوح افقی و عمودی نظم می گیرد. در سطح افق، بر اساس سلسله مراتب دسترسی از بیرون و لایه بندی نور و تاریکی نسبت به هسته مرکزی حیاط است و در سطح عمودی، بر اساس مسیر و خیز آب تعیین می شود . روند شکل گیری یک خانه سنتی در یزد با قرارگیری حیاط اصلی آغاز می‌شود. در خانه سنتی بر خلاف معمول که قسمتهای پر تعیین کننده فضای خالی است، این قسمت خالی فضاست که به سایر فضاها شکل می دهد. حیاط اصلی معمولا فرمی مستطیل شکل دارد و کشیدگی آن در جهت شمال شرقی - جنوب غربی است. سردر ورودی، هشتی، دالان و حیاط ردیف سلسله مراتب فضاهایی است که با حفظ محرمیت باغ درونی دسترسی به اندرون خانه را ممکن می سازد. لایه‌های اطراف حیاط به ترتیب مکان اطاقها ست که مستقیما با نور، آب، گیاه، هوا و به طور کلی با باغ درونی در تماس هستند. اطاقهای سه دری، پنج دری، تالار، بادگیر، ارسی ، بالاخانه ، گوشوار و تخت گاه در اطراف حیاط جا می گیرند. در لایه دوم، نسبت به حیاط، فضاهایی جا می گیرد که به علت دوری از حیاط، ناگزیر از بهره وری نور و هوا از طریق نور گیر سقفی است. فضاهای آشپزخانه، هشتی، ورودی، اصطبل و حمام در این ردیف قرار می گیرد. درخانه سنتی دو ردیف اتاق وجود دارد: اتاقهای با ارتفاع بلند، اتاقهای با ارتفاع کوتاه. نظم این دو ردیف اتاق برگرد حیاط از پیش معین است و همواره اتاقهای با ارتفاع بلند بر محورهای قرینه حیاط و اتاقهای با ارتفاع کوتاه در طرفین محورهای قرینه حیاط قرار می گیرند. اطاق های با ارتفاع بلند عبارت است از: تالار و بادگیر، سه دری با عمق زیاد، پنج دری با عمق کم، اطاق ارسی سه یا پنج لنگه. اطاق های با ارتفاع کوتاه عبارتست از: تخت گاه، گوشوار، سه دری، بالاخانه و ارسی. بسته به فصل، هر یک از این اطاقها در جانبی خاص از حیاط قرار می‌گیرند. آرایش صورت ظاهری و نمای رو به حیاط اطاقها، موازنه ای بین تابش اشعه خورشید و نوع کارکرد فصلی اطاق است (تصویر 2- 26). [(img)|1026738146121001B] تصـویر 13: یزد، مجموعه ای مسکونی اعیانی ، فامیل عربها
" موضوع ارتباط با طبیعت و برخورد و هماهنگی با آن ، مانند اغلب نقاط ایران كوچ داخلی را به همراه داشته است. براین اساس فضاهای خانه به تابستان نشین و زمستان نشین تقسیم می شده است. قسمت تابستانی فضاهایی مثل زیرزمین ، تالار، حوضخانه ، پایاب و طنبی را شامل می شود . در قسمت زمستانی فضاهایی مثل طهرانی، سه دری ، پنج دری ، بالا خانه و كرسی خانه ساخته شده است. بخش تابستان نشین خانه در جبهه قبلی و فضاهای زمستانی در جبهه ی مقابل و غربی ساخته می شده است. معمولا در جبهه ‌ی شرقی به دلیل تابش نور آفتاب غرب طاقنما و ایوانهای كوچكی ردیف بندی می شود. ولی در بعضی از خانه ها در این جبهه فضاهای مختلف ساخته شده می شده است . فضاهای دیگری مثل هشتی ، مطبخ ، مستراح ، حمام ، انبار، چاه خانه و غیره در خانه ها وجود داشته اند " . اطاق های اطراف حیاط در سطحی بالاتر از کف، بر روی تخت گاهی به ارتفاع تقریبی 9 تا 10 گره (برابر 50 تا 60 سانتی متر) بنا می شود. چهار دیوار حیاط، بیانگر چهار فصل بوده و تعلق هر ردیف از اطاقها به فصلی خاص، مکان اتصال آن را به حیاط تعیین می کند. ترکیب انواع اطاق در اطراف حیاط، تابع مکان اقلیمی آنهاست. تالار، بادگیرو تابستان نشین رو به شمال شرقی است. اطاق با تیغه های آفتابگیر در صبح، بهار و پاییز نشین رو به جنوب شرقی است. اطاق با نمای ارسی خاص کلیه فصول و به خصوص زمستان نشین و رو به جنوب غربی است. جانب رو به شمال غربی، عموما با دیواری مزین به درگاه و طاقچه آرایش می شود و کمتر مکان قرار گرفتن اتاقی است. مگر به علت شکل خاص زمین و یا قرینه سازی، که در این صورت، اطاق جای گرفته رو به شمال غربی تنها زمستان نشین است . کارکرد فضاهای اطراف حیاط براساس خاصی نیست، بلکه بر حسب روز، ماه، سال و به فراخور زمان جوابگوی نیازی متفاوت است. از سوی دیگر هریک از اطاقها وظیفه اقلیمی خاصی بر عهده می گیرند و می توانند کارکردی متفاوت داشته باشند . نام نهادن فضاها براساس عملكرد آنها، نشان از معیار تقسیم بندی حوزه های رفتاری در خانه دارد. اینكه آدمی در زندگی خود به مكانی نیاز دارد كه حداقل برای مدتی دور از بقیه باشد تا بتواند به وجودی رجوع كند، امری بدیهی است. در معماری خانه سنتی حاشیه كویر همین گونه بوده است. علاوه بر اتاقهایی كه در آنها كار و زندگی و فعالیت و مهمانی انجام می گرفته (كه اغلب همگی در یك تالار بزرگ تابستانی یا زمستانی بوده است) اتاق و اتاقهایی هم وجود داشته كه به فرد یا فعالیتی خاص اختصاص پیدا می كرده، در عین اینكه نام فضا نشانی از عملكرد آن نداشته است. آنچه معرف فضا است محل استقرار و میزان برخورداری از حیاط مركزی خانه است: میزان گشودگی ها، تعداد درهایی كه به حیاط باز می شود، دو دری، سه دری، پنج دری و هفت دری كه هر چه این تعداد افزایش می یابد بر اهمیت آن افزوده شده و كاربرد آن متفاوت خواهد بود. چنین خانه ای محمل است و نـه محـل بـروز فعالیت و رفتـاری خاص. به نظـر می رسد كه این طـرز تلقی بسیار به معـماری از فضا نزدیك می باشد. در مقام مقایسه شاید بتوان حاكمیت عملكرد بر فضا را بیشتر در تولیدات حاصل از طراحی صنعتی و مهمترین آنها اتومبیل مشاهده كرد. اگر چه در اتومبیل طراح به دنبال دستیابی به یك فضای مطلوب و مجهز نیزاست، اما چنین فضایی بیشتر به منظور بروز رفتار یا رفتارهایی از پیش تعیین شده در نظر گرفته می شود . ارتباط فضاها در این نوع از معماری از طریق راهروها و حیاط صورت می گیرد و شاید این مطلب مهمترین عاملی باشد که در ساختار کلی، تفاوت میان مسکن قدیم و جدید محسوب می شود. اتصال اتاقها در گرد حیاط هیچگاه مستقیم نیست و همواره حد فاصل بین یک اتاق و اطاق دیگر به وسیله فضای راهرو یا تخت گاه پر می شود. بنابراین آهنگ قرار گرفتن اتاقها در کنار یکدیگر، یکی از دو صورت زیر است: اتاق، راهرو، اتاق، تخت گاه، اتاق. با ثابت نگه داشتن نمای اطاقها با دو طبقه ارتفاع و رعایت مکان طبیعی آنها در اطراف حیاط تناسب متنوعی از حیاط حاصل می شود . در برخی از خانه ها که فرم حیاط هشت ضلعی است و ابعاد اجازه می دهد، این ارتباط با حذف راهروها از طریق حیاط و با استفاده از فضای تقسیم در کنج صورت می گیرد. به درون کشیدن فضاهای ارتباطی با حفظ این الگو به چند حالت گوناگون ممکن است كه ساده ترین راهی که می توان در نظر داشت، این است که یک سری راهروی سر پوشیده در ضلع مجاور حیاط ایجاد نماییم. در این حالت نور مستقیم از اتاقها حذف می شود و مهمتر آنکه ارتباط بی واسطه اتاقها با حیاط از بین می رود. در این حالت می توان فرض کرد که حیاطی دیگر در سوی دیگر اتاقها تعریف شده. اینگونه از حل مساله مفهوم حیاط را عوض می کند و یک تعریف جدید است اما در عین حال می تواند در برخی موارد نتیجه خوبی داشته باشد. در این حالت راهروها تعریف جدیدی از فضا می گیرند که از یک فضای خدماتی به فضای مشاع تبدیل می شوند. ایراد دیگری که اینگونه ساماندهی از فضا دارد، حجم فراوان راهروها ست که اگر بخواهیم حیاط را به همین گونه (حیاط مرکزی) حفظ کنیم، نوعی از چیدمان فضایی مشابه اتاقهای یک مهمان سرا به وجود می آید که در کنار یکدیگر چیده شده اند. اصولا این مساله که خانه های حیاط مرکزی برای خانواده گسترده بوده اند و هم اکنون خانواده ها ساختاری هسته ای دارند، اولین مساله ای است که استفاده از این گونه چیدمان اتاقها و حیاط مرکزی را با تردید مواجه می نماید و به نظر من باید رابطه ای جدید میان اتاقها و حیاط ها را جستجو کرد که در عین حال که رابطه بی واسطه حیاط و اتاق حفظ گردد، چیدمان صحیحی برای اتاقها نیز به دست آید. استفاده از دو حیاط شاید یکی از راهها ست که به آن اشاره شد. راه حل دیگر آن است که راهروها در پشت اتاقها قرار گیرند. آنچه در این حالت ایجاد می شود به ظاهر یک راهروی تنگ و طولانی است، اما با توجه به امکان نور گیری از سقف (به خصوص اگر راهرو در جهت شمال باشد) و ایجاد فضاهایی در بدنه راهرو می توان فضاهایی جدید را خلق کرد که پتانسیل های فراوانی دارد. به هر حال هر دوی این راه حلها حیاط را از محورهای عبور و مرور خارج می نماید و در نتیجه، زنده بودن حیاط باید در وجوهی دیگر دنبال شود . آنچه در کوران اتودهای طراحی بررسی شد این بود که شاید، باید تعریف حیاط های مرکزی را به چندین حیاط داخلی تغییر داد. حیاط های داخلی خصوصیاتی مشترک با حیاط مرکزی دارد که در قسمت حیاط ها به آن اشاره خواهد شد. دیگر ضعف ساختاری سیستم حیاط مرکزی این است که نور گیری مستقیم تنها در یک لایه مجاور با حیاط امکان پذیر است. این مساله هنگامی که تعداد فضاهای اصلی افزایش یابد، نیاز به حیاط های دیگر را ایجاد می کند. این مساله در گذشته نیز سبب ایجاد خانه های چند حیاطه شده است. در شرایط مختلف ممكن است حالات دیگری هم صورت گیرد كه بر این اساس تقسیم بندی های زیر بدست می آید: 1-محور اصلی چند حیاط موازی هم است 2 - محور اصلی دو یا چند حیاط موازی است ولی كنار هم است 3- محورهای اصلی عمود بر هم است 4- تركیبی از سه مورد بالا سازمان فضایی مسکن در یزد,معماری ایران در بستر هندسه ای غنی شکل می گیرد که استوار بر تناسباتی انسانی است. این تناسبات چه در سطوح افقی و چه در سطوح عمودی تاثیر گذار بوده و فرآورده ای متناسب را ایجاد می نماید که در کلیه بناهای معماری سنتی قابل مشاهده است. آنچه این مطلب را بیشتر قابل توجه می کند آن است که آنچه بیش از همه چیز تعیین کننده این تناسبات بوده است، الگوی رفتاری زندگی بوده است نه محدودیت های سازه ای و امثالهم. بنابراین بررسی این ابعاد و اندازه ها برای معماران امروزی نیز بسیار ارزشمند است. به همین دلیل پیش از بررسی جزء فضاهای مسکن به صورت مجزا، درباره هندسه و تناسبات مسکن به گفتگو خواهد شد. نظم هندسی سطوح افقی و عمودی، حالت بلورین کامل تک تک اطاقها و نظم آنها با یکدیگر بر گردِ حیاط بر اساس هندسی، ترکیبِ یکپارچه بافتِ سنتی را به وجود می آورد. سرچشمه نظم هندسی تک فضا ها یا اتاقهای گردِ حیاط، از مستطیل محاط در شش ضلعی شش پهلو برابر گرفته می شود. نسبت اضلاع این مستطیل، عدد 1.666 است. با دوران این مستطیل حول مرکزش به اندازه 90- درجه، تناسب اطاقهای مختلف حاصل می شود: نسبتهای 3/3 - 3/5 - 5/5 و .... این شکلهای دو بعدی از اطاقها، که آنها را نهاد هر ردیف می نامیم، با نماهایی متفاوت نظیر نمای آراسته به ارسی، نمای آراسته به تیغه های آفتابگیر یا آفتاب شکن افقی و عمودی و یا بدون در و پنجره و باز به حیاط، وظایف مختلفی را به عهده می گیرند. پیمون وسیله کار معمار سنتی بوده و کلیه اندازه ها با آن تنظیم می گشته است. پیمون، اندازه های خاصِ جزیی و کلی را به معمار می دهد که در قسمتهای مختلف بنا تکرار می شود و تناسب اجزا و کل را تضمین می کند. در واقع معمار با به کار بردن پیمون می توانست طرح، محاسبه و اجرای کار را یکجا انجام دهد و مطمئن باشد که هم طرحش متناسب و زیبا و هم محاسبه و اجرایش درست خواهد بود. در اطاقهای با ارتفاع کوتاه که در طرفین اطاق ها با ارتفاع بلند قرار می گیرند، به جهت عمق متنوع اطاق، دو و یک چهارم واحد است. نسبت عمومی بین دو اندازه طول و عرض قالی و قالیچه های ایرانی، نزدیک به نسبت پنج به سه می باشد که نهایتا نسبتی معادل نسبت دو ضلع مستطیل خوشایند در معماری سنتی ایران است. اما با وجود این، اطاق هیچگاه با یک قالی یا قالیچه فرش نمی شده است بلکه برای پوشانیدن کامل کف اطاقها از انواع قالی با نامهای کناره، کلگی ومیانه استفاده می شده است. میانه، معمولا قالی یا قالیچه ای است که کمی از ابعاد اطاق کوچکتر است وعرضی بین 06/ 1 تا 50/1 مترو طولی بین 35/1 تا 10/2 متر دارد. بقیه اطاق با فرشهای کلگی وکناره پوشیده می شود. فرش کلگی به عرض 50/1 تا 10/2 متر و به طول 20/3 تا 30/6 متر است. فرش کناره به عرض 75/0 تا 50/2 متر وبه طول 10/1 تا 00/6 متر است » . یافتن مدول انسانی مناسب، امروز نیز مساله مهمی است که هندسه مسکن از آن شکل می گیرد و به عنوان حلقه مفقوده در مطالعات معماری ایران، هنوز مطالعات سامان یافته ای در این باب صورت نگرفته است. طراحی فضاهای امروز بر حسب متر و سانتی متر صورت می گیرد اما کف پوش این فضا ها قالی هایی است که با تناسبات گز و چارک طراحی شده است. آنچه تا کنون طی مطالعات مسجل است، تناسبات 3 و 5 است که در معماری ایرانی حضور دایمی دارد. نظم هندسی و تناسبات در مسکن سنتی یزد,نگرش به خلوت همواره یک عامل اصلی در شکل دهی فضاهای داخلی مسکن بوده است. تغییرنگاه به خلوت را در طرحهایی در مقیاس جغرافیایی ایران به خوبی می توان تشخیص داد. در یک خانه در شمال ایران با اختصاص یک اتاق برای میهمان، خلوت ساکنان را تامین می کرده اند، اما در ناحیه کویری این تقسیم بندی در حد دو حیاط بیرونی و اندرونی لازم بود تا خلوت ساکنین تامین شود. هرچند اینگونه از رفتارها در روزگاران کنونی بسیار به یکدیگر نزدیک شده است اما هنوز ته مایه های تفاوت را می توان در مناطق گوناگون یافت، که خود بسیار مهم است. در تعاریف مربوط به خلوت یک ویژگی مشترک وجود دارد. نکته اصلی این تعاریف، توانایی کنترل افراد و یا گروهها بر تعامل دیداری، شنیداری و بویایی با دیگران است. برای مثال راپاپورت (1977) خلوت را "توانایی کنترل تعامل اجتماعی، حق انتخاب و امکان تعامل اجتماعی دلخواه فرد " تعریف کرده است. " خلوت نباید به گوشه گیری از جمع و انزوا منجر شود " . نوع و میزان خلوت مطلوب به الگوی جاری فعالیت، زمینه فرهنگی، شخصیت و انتظارات فرهنگی وابسته است. خلوت الزاما فردی نیست و می تواند در مقیاس خانوادگی و یا دوستان در فاصله میان انزوا و ازدحام به دست آید. روحیات و فرهنگها در این زمینه بسیار تاثیرگذار است و نمونه بارز آن را می توان در بین روحیات شرقی و غربی دید. جمع بندی,آلپاگونوولو، آدریانو- اقبالی، رحمان- دادخواه، مهیار- ربوبی، مصطفی- شریعت، آذرندخت - صانعی ، سیامک- فلامکی ،محمد منصور- مهریار،محمد، معماری بومی، نشر فضا، تهران،1365. ابوضیاء،فرهاد- قزلباش،محمدرضا ، 1364، الفبای کالبد خانه سنتی یزد ،تهران، انتشارات وزارت برنامه و بودجه. فتحی، حسن, ساختمان سازی با مردم، ترجمه علی اشرفی، انتشارات دانشگاه هنر، تهران، 1372. لنگ، جان، آفرینش نظریه معماری: نقش علوم رفتاری در طراحی محیط، ترجمه دکتر علیرضا عینی فر، دانشگاه تهران، تهران، 1381. حجت، عیسی ،سنت و بدعت در آموزش معماری- پایان نامه دکترای مهندسی معماری، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، 1381. شمس ، امید، طراحی یک همسایگی مسکونی در مجاورت بافت قدیم قم- پایان نامه کارشناسی مهندسی معماری، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، 1384. معماریان, غلامحسین،1372، دفتري از كوير- سيری در معماری آب انبارهای يزد، تهران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران. www.iiny.org, 18/06/2009,18:20 www.iran-eng.com,18/06/2009,20:15 منابع اطلاعاتي

مشاهده

پارتیشن شیشه ای
پارتیشن شیشه ای

مشاهده

نمای گلس فین Glass fin
نمای گلس فین Glass fin 95/04/13

,نمای گلس فین از اولین نماهای شیشه ای است که تاریخ پیدایش آن به سال 1945 میلادی توسط فرانسوی ها و در شهر پاریس بر می گردد. اما در سال 1970 بود که بعد از اجرای نمای ساختمانی در انگلستان توسط ویلیس فابر و دومان با این روش , نمای فین گلس بین معماران و آرشیتکت ها محبوب شد . استفاده از اعداد بسیار زیادی از شیشه های معلق برای اولین بار بود که در نمای ساختمان بدین صورت استفاده می شد . در سال 1970 , انجام این پروژه باعث آغاز فصل جدیدی در نمای شیشه در صنعت اروپا و آمریکا شد . نمای گلس فین امروز هم به عنوان یکی از نماهای مدرن شناخته می شود. نمای فین گلس (Finn Glass)ساختار پیچیده ای ندارد! تعدادی شیشه که در محورهای عمودی در سراسر نمای ساختمان و پشت شیشه نما قرار می گیرند و یک سری از اتصالات باعث اتصال این شیشه ها به نمای اصلی می شوند که عموماً از این اتصالات با اتصالات عنکبوتی یاد می شود . این اتصالات از جنس فولاد ضد زنگ می باشند.

مشاهده

نمای اسپایدر و انواع آن
نمای اسپایدر و انواع آن 1396/5/15

,شفافیت و روشنایی کلیدی ترین مزیت نمای اسپایدر یا نمای عنکبوتی است.سطح کاملا یکنواخت و بدون فریمی که حاصل طراحی منحصر به فرد یراق آلات این سیستم می باشد استفاده روز افزون آن را در مکان های تجاری و اداری باعث شده است.در این سیستم شیشه به کمک یراق آلات مخصوص نمای اسپایدر در جهت های عمودی و افقی مهار می شود.در ساخت یراق آلات نمای اسپایدر از با کیفیت ترین و مقاوم ترین نوع فولاد ضد زنگ استفاده می شود. [(img)|1032394377731001B] در طراحی, ساخت این یراق آلات تمامی بارهای استاتیکی مانند بار مرده شیشه, نیروی باد, بار برف و ... مورد بررسی قرار گرفته است. عموما برای بالاتر بردن ضریب امنیت نمای اسپایدر در شرایط بحرانی از شیشه لمینیت استفاده می شود تا در صورت شکست, شیشه در جای خود باقی بماند.ساختار شیشه لمینیت مطابق شکل زیر است.این شیشه ها از ترکیب دو عدد شیشه سکوریت شده و یک لایه طلق که در میان دو شیشه قرار گرفته تشکیل شده است.امروزه امکان استفاده از شیشه دو جداره نیز در نمای اسپایدر وجود دار که البته کمتر در این سیستم مورد استفاده قرار می گیرد. [(img)|1032391477731001B] [(h2)|نمای اسپایدر و انواع آن] نمای اسپایدر به سه دسته کلی اسپایدر لوله ای , اسپایدر کابلی و اسپایدر فین گلس تقسیم بندی می شود و عمده تفاوت این سیستم ها , در سازه پشتیبان آنهاست و در اتصال یراق با شیشه تفاوتی بین آن ها وجود ندارد. [(h3)|نمای اسپایدر لوله ای] متداول ترین و پرکاربردترین نوع نمای اسپایدر در سرتاسر دنیا اسپایدر لوله ای است.در این سازه از لوله های فولادی به عنوان سازه پشتیبان و ارتعاش گیر استفاده می گردد. قطر و ضخامت این لوله ها به عوامل مختلفی ازقبیل مدول بندی شیشه,وزن شیشه و موقعیت جغرافیایی پروژه بستگی دارد که بعد از محاسبات توسط تیم فنی شرکت دربیران مشخص می گردد.عمدتا از لوله های از جنس استیل در این قسمت سازه استفاده می گردد تا ترکیب آن با یراق آلات اسپایدر به زیبایی کار بیفزاید. [(h3)|نمای اسپایدر گلس فین] نمای اسپایدر فین گلس را می توان یه سازه تمام شیشه ای دانست از این جهت که در این سیستم لوله های قطور فولادی جای خود را به تیغه های شفاف شیشه ای می دهند و به عنوان یه ارتعاش گیر در برابر نیروی باد عمل میکند یعنی اساسا در مقابل نیروهای استاتیکی مانند یه یک سازه پشتیبان قوی از جنس فولاد عمل می کند.نحوه اتصال این تیغه شیشه ای به سقف و کف و همچنین به یراق آلات اسپایدر نیازمند توضیحات کامل تر و فنی تری است که در این مقاله نمی گنجد. [(h3)|نمای اسپایدر کابلی] نمای شگفت انگیزی که با استفاده از شیشه و کابل های معلق در سیستم اسپایدر کابلی به وجو می آید در هیچ یک از سیستم های نمای شیشه ای قابل مشاهده نیست.در این سیستم نه خبری از لوله های استیل و نه خبری از تیغه ها شیشه ای است و تمام اینها جای خود رو به کابل هایی نیرومند می دهند.طراحی و اجرای نمای اسپایدر کابلی(خرپا) نیازمند داشتن سازه بسیار قوی و محاسبات بسیار دقیقی می باشد.به همین دلیل و به دلیل سختی اجرا و قیمت تمام شده بالاتر نسب ت به سایر سیستم های اسپایدر کمتر از دو سیستم دیگر مورد استفاده قرار میگرید. [(img)|1032395377731001B]

مشاهده